تنهایی
چه تفاوت عمیقی ست
بین تنهایی قبل از نبودنت و تنهایی بعد از نبودنت………!
قصد از نوشتن آرامش است هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است. طوفاني كه از دل برمي خيزد وتو را تا اوج روح بلندهستي مي برد انجايي كه تنها خود را مي بيني وخداي خودرا..
چه تفاوت عمیقی ست
بین تنهایی قبل از نبودنت و تنهایی بعد از نبودنت………!
بـا مـن بمــان ...
آنان که رفتنشان را طاقت آوردم
" تــــو "
نـبـودنــد....
دختر بچه ای از برادرش پرسید:
معنی عشق چیست ؟؟
برادرش جواب داد :
عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو ،
از كوله پشتی مدرسهام بر میداری ،
و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم
آنجا را نمیدانم اما، اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی.
خدا مرا از بهشت راند، از زمین ترساند
شما مرا از زمین راندید، از خدا ترساندید
من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام که نه مرا از خویش می راند و نه از هیچ می ترساند!
سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول می گیرد!
آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
… و همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن …
اسمش را مے گذاریم בوست مجازـی
امــا آنـســو یــک آבم حـقـیـقـے نشـسـتــﮧ
خـصوصــیاتـش را کــﮧ نمـے تــوانـב مخفے کنـב
وقتے בلتنگے ها و آشفتگے هایش را مے نویسد
وقت مــے گــذارב بــرایــم، وقــت مــے گذارم بـرایش
نــگــرانــش مـــــے شـــــوم בلتــنــگــش مــــے شــوم
وقتے בر صحبت هایم بـﮧ عنوانِ "دوست" یاב مے شوב
مــطمــئن مــــے شــــوم کـــــﮧ حقــــیــقــــے ســت
هــرچــــنـــــב کــنــــــــار هـــــــم نــبــــاشـــیــم
هــرچنـב صـבاـی هم را هم نشنیـבه باشـیم
من بـرایش سلامتــے و شادـی آرزو دارم
هــــــــــرکــجـــــآ کـــــﮧ باشــــــد.
عجبــــ وفـــايـــي دآرد اين دلتنگــــي...!
تنهـــــاش که ميـــذآريـــي ميــري تو جمـــع و کلّي ميگـــي و ميخنــــدي...
بعد کـــه از همه جـــدآ شدي از کـُنـــج تآريکـــي ميآد بيرون
مي ايستـــه بغـــل دستــتــــ ... دســتـــ گرمشـــو ميذاره رو شونتــــ
بر ميگـــرده در گوشــتـــ ميگـــه:
چه حرف بي ربطيست که مرد گريه نمي کند
گاهي آنقدر بغض داري که فقط بايد مرد باشي تا بتواني گريه کني
گاهي با خودم فكر ميكنم چه خوب است هميشه و همه جا به حرفهاي خدا گوش نميدهم.
يك جاهاي كوچكي كه به حرفهايش گوش كردم آدم هاي دنيا كلي اذيتم كردند.
آنقدر كه گريه ام گرفت.. .وشايد دلم شكست...
بيچاره مومنين كه هميشه به حرفهاي خدا گوش ميكنند.
اومدیم بعضی هارو ادم کنیم زیادی روشون کار کردیم خدا شدن!!!!
اخلاقم گند است؟؟ به خودم مربوط است!! غرورم از حد گذشته است؟؟ به خودم مربوط است!! ... تمام زندگی ام خودخواهانه است؟؟ زندگی خودم است!! از عده ای متنفر شده ام؟؟ به خودم مربوط است!! از ناصحان خوشم نمی آید؟؟ سلیقه ی خودم است!! صدای خنده هایم از حد عادی بلندتر است؟؟ خوش حالی خودم است!! عده ای را به فراموشی سپرده ام؟؟ حافظه ی خودم است!! دلم می خواهد این گونه باشم!! مجبور به تحمل من نیستید من همینم راضیم از خودم(گیرم که باخته ام !!! اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد، شوخی نیست من شاه شطرنجم !!! تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم... آرزو طلب نمیكنم، آرزو میسازم... لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر می کنی ، من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی ... لبخند می زنم و او فکر میکند بازی را برده ، هرگز نمی فهمد با هر کسی رقابت نمی کنم... زانو نمی زنم، حتی اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد ! زانو نمی زنم، حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند ! من زانو نمی زنم... درگیر من نشو، همـدم نمیشوم... من مسئول حرفها و رفتارهایم هستم، اما مسئول برداشت شما از آنها نیستم...)
دست های کوچکش
ب زور ب شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی میرسد
التماس میکند: آقا ...آقا...دعا میخری؟؟؟؟؟
و حابی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند
. برای فرج آقا "دعا" میکند
تو عکس یک سنی هم کنار بقیه نماز میخونه ک نشانه وحدت بین مسلمانانه ..جالب بود برام